درباره وبلاگ


دروازه ورود به قلب خداوند، قلب انسانها و موجودات و کل هستی میباشد.

مدیر وبلاگ : همسفر لیدا (شهرک غرب)
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وبلاگ همسفر لیدا (نمایندگی شهرک غرب)
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

                            


ما برای شروع هر کاری از روی عادت بسم الله یا به نام خدا می­گوییم بدون اینکه عمق معنای آن را درک کنیم. بسم الله در واقع به این معناست که خدا هست که همه چیز را تعیین می­کند و برنامه ریز اصلی خداست و اوست که باید اجازه هر کاری را صادر کند. باید روزی به این ادراک برسیم که همه چیز دست خداست و هر طور که او بخواهد همان می شود. در قرآن آمده است: (لیس للانسان الا ما سعی) یعنی انسان چیزی نیست مگر آن چیزی که سعی و تلاش می کند و سیستم خدا این تلاش ما را می بیند و بر مبنای آن مسائل اجرا می شود. ما وقتی به عظمت خدا پی می بریم و برای ما قابل درک می شود آن موقع است که می توانیم واقعا برای شروع هر کاری به نام خدا بگوییم و او را یاد کنیم.

عده ای از انسانها هستند که دائما نام خدا را بر زبان دارند ولی این عادت از روی شناخت نیست. ما اگر واقعا خدا را بشناسیم و یاد کنیم، در آن موقع است که دیدگاه ما تغییر می­کند و با تمام وجود قدرت خدا را درک می­کنیم.

حضرت علی (ع) می­فرمایند: هر کس به من مطلبی بیاموزد، من برده او هستم. این جمله به ما یاد می­دهد که باید همواره سپاسگزار خداوند، راهنمای خود و به طور کلی کسانی باشیم که مطالبی را در زندگی به ما می­آموزند .

در قدیم مکانهایی بوده که به خانقاه معروف بوده که ترکیب خانه و قاه بوده، بدین معنی که خانه قاه قاه یا خنده بوده ولی متاسفانه امروزه این مکانها به خانه آه تبدیل شده است و مردم در آنجا آه و ناله  می­کنند.

بعضی از انسانها در انجماد هستند یعنی یخ زده اند. در کتاب 60 درجه برف و یخ تمثیل اندیشه فرد مصرف کننده است که یخ زده است. در این کتاب جوانه زدن پس از آب شدن یخها نیز، تمثیل رشد جسم فیزیکی و بازسازی شهر وجودی است. دو برداشت دیگر از این مطلب می­توان نمود.یکی اینکه افکار و اندیشه فرد مصرف کننده منجمد بوده و با سفر کردن تبدیل به جوانه می­شود و دیگر اینکه جوانه ها افراد بعدی هستند که می­آیند و وارد سیستم کنگره می­شوند و رشد می­کنند.

در کنگره اندیشه راهنماها باز شده و رروان می­شوند و اینگونه است که می­توانند به تازه واردین که همان جوانه ها هستند یاری رسانند. سپس همین جوانه ها هستند که به قله های عشق، ایمان و معرفت می­رسند و به ثمر می­رسند.

در سیستم کنگره به مواد مخدر که برای ترک استفاده می­کنیم دارو می­گوییم سیلور که یکی از استادان مهندس است می­گوید داروی مصرفی مانند بمب اتمی است. هنگامی که بمب اتم منفجر شود روی جماد (سنگها و کوهها)، زمین، گیاهان، حیوانالت، حشرات و روی همه چیز اثر منفی می­گذارد.

مواد منفجره مانند باروت یک موج انفجاری دارند و یک چاله به وجود می­آورند و اثرهای تخریبی آنچنانی ندارند. در نزدیکی جایی که باروت منفجر می­شود حتی می­توان

کشاورزی کرد چون زمین و خاک اطراف بمب آسیب ندیده است. ولی بمب اتم همه چیز را آلوده می­کند برای همین است که به مواد مخدر بمب اتم می­گوییم چون روی خون، سلول، مو، استخوان، کلیه، کبد و تمام سطوح بدن اثرات منفی می گذارد و حتی از بمب اتمی هم بدتر است. چون بمب اتمی را یک لحظه می زنند و همه جا را ویران می کنند ولی مواد مخدر ذره ذره و در طول زمان ویرانی ایجاد می کند. در واقع ما در حیات بی حیاتی را تجربه می کنیم و در زنده بودن مردن را تجربه می کنیم. یک سلول با همه ریز بودنش برای خودش یک شهر یا کهکشان است و حتی برای خودش نیروگاه دارد برای وجود هرچیزی میلیون ها سلول لازم است و وقتی که تخریب ایجاد می شود در واقع روی تک تک سلول ها تخریب وارد می شود. همانقدر که ما یک مشکل را تشخیص بدهیم و شناسایی کنیم در واقع کار شروع و تمام شده است. ما تا وقتی که میکروب را نشناخته بودیم اصلا نمی دانستیم میکروب چیست و انسانهای زیادی بر اثر میکروب و آلودگی از بین می­رفتند و با کشف میکروب تمام راه ها باز شد و علم در این زمینه پیشرفت کرد. و در مقوله درمان اعتیاد نیز همینطور است. چون ما درمان را نشناخته بودیم و راه آن را نمی دانستیم با راههای سم زدایی و یو آر دی و قرص و غیره نمی توانستیم آن را درمان کنیم ولی هنگامی که مواد شبه افیونی شناخته شد و روش درمان آن مطرح شد کاردرمان به صورت اصولی شروع شد. ما امروزه در کنگره به همه افرادی که در طول مسیر تکامل سبب برداشتن گامهای بسیار موثر و مثبت شده اند افتخار می کنیم و فرقی نمی کند در چه قسمتی باشند. وقتی ما چیزی را انبار کنیم و استفاده نکنیم چه فرقی می کند که سکه طلا باشد یا آجرو خشت. این انبار کردن هنگامی مفید است که از آن استفاده درست شود. زمستان آغاز بارگیری است و طبیعت در زمستان بار خود را که برف و باران است می ریزد و انرژیها ذخیره می شود و در بهار و تابستان و پاییز اینها از کوهها و چشمه سارها، سرازیر می شوند. یعنی چرخه ای انجام می گیرد از دریا به آسمان و در نقطه ای دیگر به زمین می آیند. و به صورت برف و یخ ذخیره می شوند و دوباره تبدیل به آب روان می شوند و در زمین مساعد جوانه ها به درخت تبدیل می شوند و باید زمین و آب مساعد باشند تا زایش انجام گیرد.کسی که می آید و می خواهد به رهایی و آزادی برسد مثل یک ذره است و آن ذره باید پاک باشد تا به رهایی برسد. تخم درختی که می خواهیم بکاریم باید خوب باشد و زمین هم باید مساعد باشد تا تولید خوب داشته باشیم. اگر تخم خوب باشد و در جایی مثل کویر کاشته شود محصولی نخواهد داشت.

یک غم زدگی در پاییز وجود دارد. در فصل پاییز وقتی در بین درختانی که برگهایشان ریخته قدم می زنیم، مجموع رنگهای مختلف و برگهای ریخته شده حالت حزن دارد ولی با این حال خیلی زیباست مخصوصا با ریزش باران زیباتر می شود. تمثیل پاییز و درختان بلند کسانی هستند که در کنگره بلند شده اند و سر به فلک کشیده اند. طبیعت ما انسانها نا سالم شده و به هم ریخته و احتیاج به بازسازی هست و این بازسازی توسط این انسانها انجام می گیرد.

تهیه و ارسال: همسفر الهام





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                                 

هنوز در مورد وجود ذات پروردگار در میان عامه مردم شک و شبهه وجود دارد و هنوز بعضی افراد به حضور خداوند اطمینان ندارند. باید بگوییم که خداوند صد در صد وجود دارد و جلودار واقعی هم خود پروردگار است.

خداوند طراح بزرگ است و اوست که همه چیز را تعیین می­کند و صراط مستقیم و همه مسایل در هستی  در اختیار اوست. در هر امری در زندگی ما، که ما آن را اراده میکنیم یا تصمیم به آن می­گیریم، اذن خداوند نیز باید در مورد آن امر جاری شود.

خداوند است که زندگی زمینی را برنامه ریزی نموده و این شاید در تصور ما نگنجد ولی واقعیتی است که اتفاق افتاده و ادامه دارد.

می­توان گفت انبیاء و اولیای خداوند نیز جلودار واقعی نیستند در واقع آنان نیز فرمان را از جلودار واقعی می­گیرند و دستورات خداوند را ابلاغ می­کنند. حتی اولیاء خداوند نیز از مسئله عالم غیب و پشت پرده خبر نداشتند. پیامبران و اولیاء خدا در موارد خاص و آنچه را که خداوند صلاح می­دانسته را لمس و دریافت می­کردند. مثلا حضرت نوح تا لحظات آخر از نافرمانی پسر خبر نداشت و لوط پیغمبر تا آخرین دقایق نمی­دانست که زنش انسان نااهل و نادرستی  است. انسانی چون رسول اکرم مقامی والاتر از انسانهای معمولی است ولی در مقابل خداوند مقام پایین تری دارد. با اذن خداوند بود که عیسی می­توانست بیماران را شفا دهد یا پیامبران دیگر معجزات دیگر داشتند و بدون خواست خداوند هیچ کس حتی پیامبران هم نمی­توانستند قوانین را نقض کنند و تغییر دهند. در دین هم فقها در اصول دین هیچ دخالتی نمی­کنند و تنها در مورد فروع و جزئیات نظر می­دهند.

حتی انبیاء نیز نمی­توانند اصول را تغییر بدهند. مثلا اصول گفته دروغ ممنوع است یا گفته گوشت خوک حرام است. هیچ پیغمبری نمی­تواند بگوید که دروغ خوب است یا گوشت خوک حلال است. و دیگر اینکه انسانهایی که امیدوار هستند، در زندگی از شادی، نشاط و آرامش بیشتری برخوردار هستند و انسانهایی که ناامید هستند همیشه به طرف سقوط در حرکت هستند. وقتی انسان امید داشته باشد، می­تواند قدمهای محکمتری بردارد و امید در زندگی بسیار حائز اهمیت است و همیشه در زندگی باید امید و انگیزه باشد و آدمهای ناامید همیشه متزلزل هستند. در زندگی هیچ هراسی به خود راه ندهید چون جلودار واقعی، آن خداوندی هست که نا ممکن ها را در مقابل شما تعیین و ممکن می­نماید، وقتی یاری خداوند باشد، انسان با یک مو هم می­تواند باری عظیم را جا به جا کند ولی اگر یاری خداوند نباشد حتی زنجیرهای قوی هم پاره می­شود. در مساله  اعتیاد هم که درمانش امکان پذیر نبوده ما با حرکت در صراط مستقیم و برداشتن قدمهای درست و نظر جلودار واقعی ناممکن را ممکن کرده­ایم و به روش درمان رسیده­ایم.

ما باید بدانیم که در زندگی چه می­خواهیم. وقتی ما خود ندانیم که چه می­خواهیم خداوند چه بداند که ما چه می­خواهیم تا به ما یاری برساند. پس در مورد هر اقدامی هم درست تفکر کنید، هم درست عمل کنید تا به خواسته خود برسید. وقتی کسی بلیط بخت آزمایی نخریده است نباید انتظار برنده شدن را داشته باشد.

ما هنگامی می­توانیم معنی و مفهوم واقعی کلمات و آیات خداوند را بفهمیم که تفکر و حرکت کنیم. کتاب خدا را کسی به معنای واقعی میفهمد که تزکیه و پالایش کرده باشد و مطهر باشد. وقتی آیات خداوند را با تمام وجود بفهمیم بدنمان به لرزه در می­آید. خداوند در کتاب شریف می­فرماید: اگر آیات قرآن را برای کوه نازل می­کردم، کوه متلاشی می­شد. متاسفانه امروزه کسانی هستند که در کلام خدا تأمل نمی­کنند، فقط تند و تند روخوانی می­کنند و بعد با افتخار میگویند مثلا چند بار قرآن را ختم کرده­ایم. هر گاه قرآن را بخوانیم و به آن عمل کنیم یعنی خواندن آن سبب ایجاد تغییر در ما شود، این ارزشمند است و در راستای عمل به آیات قرآن است که قدرت و توانایی خداوند از وجود فرد فرد انسانها تراوش خواهد کرد. وقتی فرمان الهی عمل شود و در زندگی اجرا شود قدرت خدا در انسان متجلی می­گردد. در این مرحله است که انسان به شو شود می­رسد.

بعضی افراد بنده شیطان هستند ولی خودشان خیال می­کنند در صراط مستقیم هستند.

در گذشته می­گفتند پول چرک کف دست است ولی اینطور نیست پول خیلی هم خوب است به شرط اینکه از راه درست بدست بیاید و در راه درست خرج شود. ما باید پایه های مالی مان را محکم کنیم و در راه خدا هم انفاق کنیم. در واقع باید پول داشته باشیم تا بتوانیم به دیگران هم کمک کنیم.

 تهیه و تنظیم:همسفر الهام





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


این جلسه ششمین جلسه از دوره اول سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای چهارشنبه مورخ 6 آبان ماه 94  با استادی خانم زهرا رضایی و نگهبانی موقت خانم ماه منیر آقایی و دبیریخانم ژاله بهمنی با عنوان دستور جلسه" وادی دوم و تاثیر آن روی من" راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

                          

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان و دبیر محترم سپاسگزارم اجازه ی خدمتگزاری در این جایگاه را به من دادند انشاء الله بتوانم جلسه ی خوبی را کنار شما برگزار کنم و همه با انرژی و آرامش این جلسه را ترک کنیم.

وادی دوم به ما می گوید هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد وقتی خوب فکر کنیم می بینم واقعا ًما به هیچ نیستیم

وادی یعنی آبادی برای رسیدن به ارامش و رسیدن به آرامشی که خداوند ما را هدایت کند باید از وادی‌های مختلف عبور کنیم تا بتوانیم خود را پیدا کنیم و در جهتی حرکت کنیم  که بتوانیم با راهکارها از طریق نشریات ،کمک راهنما  سی دی  توانایی پیدا کنیم  که اول خود را بشناسیم که چه کسی هستیم و بعد یادمان می دهند چگونه مسائل را حل کنیم .

کسی مسائل و مشکلات ما را حل نمی کند در وادی اول یاد گرفتیم که چگونه فکر کنیم و امید می دهد که اگر در این مشکلات قرار گرفتی ریشه ی این مشکلات ،نادرست فکر کردن و مسیر اشتباه رفتن است و مسیر ضدارزش ها را رفتن است.

در وادی دوم می‌گوید به جنگ نرم  خود ادامه می دهیم این وادی به ما یاد می دهد به خاطر مشکلاتی که داری نمی توانی یک مرتبه مشکلات را حل کنی باید یجنگی و این جنگ نرم منظور فکر کردن و درست فکر کردن است که بتوانیم مشکلات را پشت سر بگذاریم .

اگر درست فکر کردن را بلد نباشیم قطعا به مشکل برمی خوریم  در ورود به کنگره  با خود گفتم آیا می توانم مشکلاتم را حل کنم  وقتی به من گفتند و یاد دادند چگونه فکر کنم به خودم امیدوار شدم که می توانم مشکلاتم را حل کنم در اوایل فکر میکردم  نمی توانم گره ها  ومشکلات  را حل کنم ولی وقتی یاد گرفتم باید روی نقاط مثبت بیمار و زندگی ام تمرکز کنم و روی بخشی از وجودم  که بیمار نیست تمرکز کنم قطعاً ذره ذره همه چیز حل می شود وادی 2 می گوید اگر مشکل ترس ،خشم نا امیدی داری و نمی توانی از پس آن بربیایی حتماً حکمتی پشت آن است.

وادی 2 می گوید وقتی درست فکر کردی و مسیر ضدارزش ها را رفتی قطعا گم خواهی شد و از هدف دور خواهیدشد و به نا آرامی و اضطراب برخواهی خورد.دو موضوع مهم در وادی 2 به من خیلی کمک کرد اول این در این هستی برای هدفی آمده ام و دوم این که بیخودی به دنیا نیامدم پشتیبان دارم و نیروهای من  اگر بخواهم کمکم خواهند کرد باید کارهای ضدارزش انجام ندهم و روی مسائل و مشکلات خودم تمرکز کنم

در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است  .

یوسف گمگشته باز  آید به کنعان غم مخور     کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

و اشعار بالا جملاتی بود  که وقتی به تاریکی و نا امیدی می رسیدم مرتب تکرار می کردم و تکرار این جملات من را خیلی کمک کرد.

انشائ الله هه به خواسته و حق خود و به آرامشی که کنگره مدنظر دارد برسیم و زندگی خوبی را داشته باشیم.

تهیه و تنظیم همسفر فهیم نیا

عکاس همسفر مریم انصاری

 





نوع مطلب : خلاصه سخنان استاد جلسه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


این جلسه، جلسه سیزدهم از دوره هشتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شهرک غرب، روزهای دوشنبه، مورخ 4 آبان ماه 1394 با دستور جلسه  "وادی دوم و تاثیر آن روی من"با استادی آقای وحدت احترامی، نگهبانی آقای محمود سلیمانی و دبیری اقای داوود نصیری رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

                                

همیشه این سوال برای عموم انسانها پیش می­ آید که اصولا قانون فکر کردن چیست و من چگونه باید فکر کنم؟کنگره جواب این سوال را به ما داده است. در وادی دوم مسیر برای ما مشخص می­شود.

بیماری اعتیاد روندی خلاف سایر بیماریها دارد. تمام بیماریها با درد شروع می­شوند در حالیکه اعتیاد در ابتدا با لذت شروع می­شود و به این دلیل است که ما با یک حرکت انتحاری و به سرعت نمی ­توانیم آن را درمان کنیم.

ما باید در ابتدای امر تفکر کنیم تا بتوانیم جایگاه خود را پیدا کنیم.  ما باید فکر کنیم به اینکه آیا می­توانیم تاثیر گذار باشیم یا نه؟ تاثیر گذار بودن یعنی اینکه بتوانیم قدم در راهی بگذاریم که بعدها دیگران هم بتوانند از راهی که ما رفته ایم الهام بگیرند.

در وادی دوم داریم که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی­ گذارد. حضرت عیسی به یکی از شاگردانش در انجیل می­ فرماید که خداوند هر کدام از انسانها را بنا به هدفی خلق کرده است. اگر به عمق این موضوع فکر کنیم در می­یابیم که ما هم در این جهان وظیفه ای داریم و این موضوع به ما امید می ­دهد. در سفر دوم در کنگره مسافر به آرامش خاصی می­رسد که گویا به آن هدف رسیده است. ما در هنگام تفکر در ذهن خود تصاویری را خلق می­ کنیم و این تصویر روزی به ظهور می­رسد. در اینجاست که باید مواظب باشیم چون هر تفکر بدی می­کنیم باید اثر آن را نیز در نظر داشته باشیم.

وقتی کتاب 60 درجه را مطالعه می­ کنیم سعی کنیم مخاطب آن را خودمان قرار دهیم تا بتوانیم نهایت استفاده را بنماییم.

ما در جهان هستی تنها و بدون پشتیبان نیستیم. خداوند پشتیبان ما است و اگر می­ خواهیم از این پشتیبانی بهره کامل را ببریم باید شروع به تزکیه کنیم تا خداوند حامی ما شود. ما نباید منتظر اتفاقات بزرگ در زندگی باشیم همین اتفاقات کوچک در زندگی ما را به سوی حق رهنمون می ­شوند.

در هر جایگاهی و در هر مقطعی از سفر خود هستیم باید بدانیم که ارزشمند هستیم و بنا به هدفی به این دنیا آمده ایم و باید هدف زندگی خود را پیدا کنیم تا به سر منزل مقصود برسیم.

تهیه و تنظیم : همسفر الهام

 





نوع مطلب : خلاصه سخنان استاد جلسه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                                   

 حس در کل هستی جاری است و مختص انسان و حیوان نیست. برای مثال در بعضی ساختمانها دیده ایم که دستگاهی به سقف آویزان است، وقتی دود در ساختمان زیاد شود این دستگاه تشخیص می­دهد و هشدار می­دهد. این دستگاه جامد است ولی دارای سنسور است. سنسورهایی داریم برای تشخیص گاز و نور و....حتی کره زمین یک نیرو و حسی دارد که کره ماه را نگه می­دارد.

نوشتارها و کتابهایی که در کنگره هست برای کسانی است که می­خواهند از ضد ارزشها دور شوند و به سمت ارزشها حرکت کنند و صراط مستقیم را پیدا کنند و بیدار شوند.

انسان بایستی از نوشتارها و گفتارها جلوتر باشد تا بتواند به صحت و سقم آنها پی ببرد. این امر در مورد قرآن صدق نمی­کند چون ما بالاتر ازخداوند نیستیم. اما ما باید به او اعتماد کنیم. مانند وقتی که به یک پزشک یا وکیل اعتماد می­کنیم. ما همه قاضی را به عنوان یک فرد عادل قبول داریم و اعتماد می­کنیم. همه این افراد اگر افراد امینی باشند ما کار آنها را قبول داریم.

هر نوشتار شامل سه ضلع می­شود: یک ضلع نوشته یا خود متن است، یک ضلع نویسنده متن است و ضلع سوم کسی است که نوشته را می­خواند. در کتاب آسمانی موضوع ما هدایت بشر و قوانین خداوند هستند، گوینده کتاب خداوند و استفاده کنندگان ما انسانها هستیم.

جشن و شادمانی با انسان است و در زمین تعلیم داده می­شود و در سما جفت یا زوجه آن را جذب می­نماید. با عشق به جسم تفاوت دارد، وقتی کامل شد جذب وجود می­شود. البته واقع امر یکی است، اما آن خود دیگری است که جسم نمی­داند، هستی جان می­فهمد. آنگاه شادمانی معنای دوم را درمی­یابد.

آدمهای ساده هر چیزی را از هر کسی می­پذیرند. مثلا در رسانه تبلبغ میکند اگر این قرص را بخورید طی مدت مثلا دو هفته قد شما چند سانت بلندتر می­شود و آنها باور میکنند و می­خواهند امتحان کنند.

در زمین خیلی آدمهای مطرح وجود داشته اند که بسیار مشهور بوده اند مانند انیشتین، هیتلر، جورج واشنگتن و ... ولی ما انسانها مانند آنها زندگی نمی­کنیم. جمعیت کره زمین حدود هفت میلیارد است. در این میان چند نفر هستند که مانند رسول خدا و پیامبران دیگر مانند مسیح که دنباله رو دارند و انسانها از شیوه زندگی آنها الگو می­گیرند.

وقتی یک کاری را سه مرتبه انجام دهیم و هر دفعه آن کار به نتیجه نرسد و اشتباه کنیم دفعه بعد نباید آن کار را انجام دهیم. انسان باید از تجربه خود استفاده کند. اگر فرد با یک روش ده ها بار سعی کرد که اعتیاد خود را ترک کند و نتوانست باید به ان شک کند و تکرار نکند.

حس مهمترین نوع ارتباط است. دو نفر که عاشق هم میشوند هم حس هستند.

از حس درون که می­دانید. در بدن و قابل فهم است.

پنج حس نام دارد. این پنج حس شامل : بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی ولامسه است.

پنج حس دیگر بیرون بدن است که با هفت اندام نزدیکی بیشتری دارد.

بعضی ها گفته اند که ما هفت قسمت هستیم و هر قسمتی در یک سما گردش می­کند.

حس ششم رابط بین حسهای درون و بیرون است. حسهای برون قابل رویت نیستند.

گفته شد که حس غیر قابل رویت است و با هم نام خود قابل درک است (همنام خودش را می­جوید). خیال، فکر و تصور جزء مجموعه حس هستند. اگر شما حس نداشته باشید، هیچ حرکت سماوی صورت نمی­گیرد، خواه در خواب باشد یا بیداری. همیشه وسیله اندیشیدن در اختیار نیست. اگر حسهای بیرون نبود نه حرکت سماوی انجام میشد و نه خواب امکان پذیر بود. اگر بخواهیم اندیشه کنیم وسیله می­خواهد.

آنچه هست پی بردن، تمنای دل می­خواهد و الهام به آن شکل می­دهد.  پالایشهای مداوم به تراوشها استحکام می­بخشد. حس مانند خداوند است در تمام هستی و نیستی جاری و رویت ناپذیر، اما هم نام خودش قابل حس است. ما با حس درون نمیتوانیم حس بیرون را ببینیم حتما چیز دیگری می­خواهد. خیلی مطالب را نمیدانیم چون با چشم اندیشه می­کنیم. چشم برای دیدن است و اندیشه جای دیگری است کسی که میخواهد خدا را زیر تیغ جراحی ببیند در واقع میخواهد خدا را با چشم درون ببیند در حالیکه خداوند از جنس حسهای قابل فهم درون ما نیست. ما معاد و قیامت و جهان آخرت را نمیتوانیم با چشم ببینیم. بزرگترین فاجعه در حال حاضر این است که در علم روانشناسی ما چیزی به نام خدا و عشق نداریم. اکثر مریضیهای بشر در اثر بی مهری و کمبود محبت است.

اگر می­خواهید به بیرون از بدن که دیده نمی­شود (بعد ها و جهانهای دیگر) سیر کنید، باید بدانید که مکان و به قول معروف، مبدأ و منشا و ریشه از قفس تن آغاز می­شود و به بیرون و به ماوراء اندیشه ما را هدایت می­کند.هر چیزی آغازی دارد و برای شناخت بقیه مطالب، می­بایست وسیله ای باشد، یعنی مانند صورت مسأله ای که خود می­گویید، در این مسأله هم حداقل بایستی یک مسأله یا یک موضوع معلوم باشد، تا بتوان مجهولات دیگری را از روی آن یافت.در میان انسانها کسانی بودند که به عوالم دیگر سیر می­کردند. در کتاب حکمت الاشراق سهروردی گفته میشود که حکیم ذوقی یا الهی کسی است که همانطور که خلع لباس میکند میتواند از قالب تن بیرون آید و به عالم بالا درآید. کسی که به این مراحل می­رسد و می­تواند به جهانهای دیگر سفر کند، سالها ریاضت می­کشد تزکیه و پالایش می­کند و تعالیم و آموزشهای مختلف می­بیند و آماده این کار می­شود. در مقابل حکیم بحثی داریم که اینها بحث میکنند و وسیله اندیشیدن ندارند. اینها پنج حس فیزیکی دارند ولی پنج حس بیرون را ندارند و درک نمی­کنند. بنابراین خدا را انکار می­کنند. پس ما نمیتوانیم به راحتی آن را تجربه کنیم و اگر بخواهیم به زور این کار را انجام دهیم، تبدیل به یک فرد مالیخولیایی و روانی می­شویم. هر کسی نمی­تواند در اقیانوس شنا کند چون فنون خاص خودش را دارد.

هزاران هزار نفر از دنیای دیگر آمده اند. ما اگر بخواهیم با چشم اندیشه کنیم این مطلب را نمی­توانیم درک کنیم. انسان موجودی است که بقا دارد و با مرگ ازبین نمی­رود. همه ما در روز الست آب حیات نوشیده­ایم و بقا داریم. ما از بین نمی­رویم از جهانی به جهان دیگر انتقال می­یابیم.

تن یا جسم برای ما یک وسیله است. انسان در تن مانند قناری در قفس است. ما اگر با چشم اندیشه کنیم قناری خود را نمی­توانیم ببینیم. نفس و عقل خود را نمی­توانیم ببینیم. مرغ در قفس مریض است و ما دائم به قفس رسیدگی می­کنیم. دائم به چهره و زیبایی ظاهری می­رسیم. ما به این بلد یا شهر وجودی می­آییم.

برای حل هر مساله ای بایستی در ابتدا صورت مسأله آن را روشن کنیم. در مورد مسأله اعتیاد، باید صورت مسآله اعتیاد روشن شود. در مسأله اعتیاد در ابتدا شخص برای لذت مصرف میکند، ولی با گذشت زمان، معتاد در اثر مصرف نکردن مواد بدنش از حالت طبیعی، افت میکند و به سمت منفی می­رود. وقتی مواد را مصرف میکند تازه یک فرد معمولی می­شود.

صورت مساله اعتیاد:

اعتیاد به معنی جایگزینی مواد مخدر بیرون، به جای مواد مخدر درون است. اعتیاد یعنی عدم تعادل نوروترنسمیترها (ناقلهای عصبی) و یا بیوشیمی مغز. اگر صورت مسأله اعتیاد تعریف شود، حال می­توان برای درمان آن اقدام نمود. در دنیا  برای درمان اعتیاد از قرص استفاده میشود که خود این قرصها اعتیاد آور هستند. در مسأله اعتیاد در جسم، بیوشیمی شخص مشکل دارد در روان، نوروترنسمیترها و در تفکر، جهانبینی شخص مشکل دارد.

انسان باید یک نفر را دیده باشد تا بتواند عاشق او شود و به او بیاندیشد. حس ما وسیله اندیشیدن ماست. حال بعضی چیزها را میتوان با حسهای جهان فیزیکی درک کرد و بعضی چیزها را نمیتوان درک کرد و باید حتما حسهای بیرونی انسان قوی باشد.

تهیه و ارسال : همسفر الهام





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها : کنگره 60.اعتیاد.ترک اعتیاد.بدون حس،
لینک های مرتبط :


                                                                               

یک سری چیزها را ندیده­ ایم ولی می­خواهیم راجع به آن نظر بدهیم. مثلا در مورد ترک سیگار اینطور نیست که شخصی اظهار نظر کند که مثلا یک روز سیگار نکشی می­میری؟ کسی که در جریان مصرف سیگار نیست نمی­تواند درک کند که شخص سیگاری چه فشار و استرسی در شرایط بحرانی دارد، اگر نتواند سیگار بکشد. هر چیزی راه و روشی دارد به یک باره نمی­توانیم بگوییم خوب سیگار که چیزی نیست فرد باید بتواند به راحتی کنار بگذارد.

هر مسلمانی می­داند که روزه یعنی از سحر تا غروب هیچ غذا و آشامیدنی نخوریم و هیچ دودی به بدن راه ندهیم. روزه یک فریضه برای مسلمین است.

نود درصد بیماریهای ما مربوط به تغذیه ما است. ما از محیط اطرافمان اکسیژن، آب و غذا دریافت میکنیم. این سه در سلامتی ما نقش به سزایی دارند. در این میان تحرک بدنی هم مهم است. در قدیم تحرک و غذای سالم وجود داشت. زنان و مردان دائما مشغول کار بودند. ما آن مقدار که غذا می­خوریم به همان اندازه انرژی مصرف نمی­کنیم و تحرک نداریم. غذاهای قدیمی بنا به تحرک انسان بوده اگر همان غذا ها را الان در زندگی شهری و بدون تحرک استفاده کنیم برای بدن خطرناک است و منجر به بالا رفتن قند و چربی در بدن ما می­شود. چربیهای اشباع شده هفده خاصیت دارد و باید مصرف شود ولی اگر بیش از حد مصرف شوند مضر هستند.

روزه برای ما یک اثر حساب شده و حیاتی دارد. بدن ما در طی دوره روزه داری از سموم پاک می­شود.

تمام پیامبران به حق نازل شده اند. تاریخ نشان داده که میلیونها انسان طرفدار این پیامبران برحق هستند. پس بی خودی نمی­توانیم بگوییم که ما دین و پیغمبر را قبول نداریم. یک موقعی است که ما اظهار می­کنیم راجع به مساله ای اطلاع نداریم و این درست است ولی اگر اطلاع نداریم، نباید اظهار نظر کنیم.

گروههایی که در آشکار و پنهان نقش راستین خود را برای یزدان پاک انجام می­دهند، سرانجام و فرجامی نیک خواهند داشت. بعضی گروهها هستند که فرامین خداوند را در آشکار انجام می­دهند ولی در پنهان انجام نمی­دهند. بارها گفته شد فرامین خداوند فقط روزه گرفتن و نماز خواندن نیست این دو مورد فرمان عبادی هستند. از دیگر فرامین خداوند : رشوه ندادن، غیبت نکردن، دروغ نگفتن، تجسس نکردن، گمان بد نبردن، فساد نکردن و...هستند. این دسته از فرامین و ارزشها در همه جوامع مشترکند چه جوامع اروپایی، چه جوامع آفریقایی و ....

گروههایی که در آشکار و پنهان به فرمانهای خدا عمل میکنند سرانجام خوبی خواهند داشت ولی آن دسته از مردم که در مقابل فرمانهای خداوند ایستادگی می­کنند و پندارهای ناخوش خود را می­خواهند به چرخه حیات بیندازند، محکوم به نابودی هستند و گردباد آنها را در خود آنها تبدیل به خاکستر و متلاشی خواهد کرد. آیا می­دانید نقض فرمان در رکاب اهریمن گام برداشتن است. منشأ خیر یزدان و منشأ شر اهریمن است و این دو وجود خارجی دارند.

اگر در کنگره مثلا راهنماها پندارهای ناخوش خود را بخواهند به مردم غالب کنند همین اتفاق می­افتد و محکوم به نابودی هستند. ما گروه پژوهش در کنگره بسیار خرسند می­باشیم که راهها به درستی، خود به جلو می­رود و یزدان پاک خود نگهبان مردمان خویش است. سرانجام آنان که باید بدانند، خواهند دانست و گروهی هم نخواهند دانست. باید فرمان آگاهی برسد و این همان فر است که ایزد باید آن را صادر کند.

در طی سفر جسم و روح ما از خواب بیدار می­شود. با آگاهی و ادراک قوی تمام جوانب امر را می­توانید با نظر خوب نگاه کنید و اشکالات و تمام موضوعات را خوب بفهمید و این بسیار عالی است.

در بیداری که در آینده نصیب شما خواهد شد، تاثیر عمیقی نهفته است. گاهی سقوط در جسم انسان اتفاق می­افتد تا بدانیم، این ساختمان و امارت بدن ما چقدر حساب و کتاب و برنامه ریزی دارد و چه شگفتیهایی خداوند در جسم ما قرار داده است. حرکت هر عضو از بدن ما شگفتی و عظمت خاص خود را دارد. شما در آینده با انجام صحیص کارهایتان هر قدم می­فهمید که در راه درست قدم نهادن، چقدر آسان است. کسانی که ماده مخدر مصرف میکنند برای ترک آن وقتی روی برنامه و با متد درست پیش بروند، در می ­یابند که راه درست رفتن چقدر کار آسانی است.

ترس و تلقین اثر دارد و زندگی و برنامه ما را تحت تاثیر قرار می­دهد. ترس ممکن است حتی بعد مصرف باعث خمار شدن ما شود. اگر فرد مصرف کننده در سفر مواد خود را گم کند اگر چه تازه مصرف کرده باشد از ترس گیر نیاوردن مواد خیلی زود دچار علائم خماری می­شود.با انجام فرامین الهی هر قدم به عروج نزدیک می­شویم و این، پاداش نیکوکاران راستین است.

تجربه نشان داده است که سفر در کنگره اگر با شربت خوراکی باشد خیلی بهتر جواب می­دهد تا تیپر کردن کشیدنی. پس از این به بعد ما در کنگره سفر کشیدنی نداریم. از طرفی سفر در کنگره فقط از طریق شربت خوراکی تریاک انجام می­شود و نه خود تریاک.

اگر ما فقط یک مقدار از فرامین الهی را اجرا کنیم، انسانهای راحت و باآرامشی می­شویم. ما فرامین را اجرا نمی­کنیم در عوض یک نماز و روزه دست و پا شکسته به جا می­ آوریم، بعد فکر می­ کنیم طبق فرمان خدا زندگی کرده­ ایم. مثلا می­رویم پول می­دهیم به کسی تا نماز و روزه های پدر و مادرمان را به جا آورد. در اینجا سوال این است با ضد ارزشهایی مثل دروغ، غیبت، مال مردم خوری، رشوه و .. که پدر و مادرمان گرفتار آن بوده اند می­خواهیم چه کنیم؟ همه انسانها تصور می­کنند کوتاهترین راه بهترین راه است در نتیجه به درستی یا نادرستی آن تفکر ندارند. هر چه زودتر پولدار شوم، هر چه زودتر مدرک بگیرم، هر چه زودتر این خانه را بخرم، هر چه زودتر خوب شوم و ...  

وقتی برای کاری یا به دست آوردن چیزی عجله می­کنیم، به درستی و یا نادرستی ان فکر نمی­کنیم راههی را انتخاب می­کنیم که کوتاه ولی اشتباه است. در نتیجه مشقهایمان ناتمام می­ماند و باید دوباره بنویسیم. باید بدانیم که ما برای خدمت و آموزش قدم به حیات نهاده­ایم. ابتدا آموزش درست و سپس خدمت کردن. هر یک از ما به این دنیا آمده ایم که به دیگران و کل جامعه و هستی خدمت کنیم. برای چرخش هستی همت انسان لازم است.

در کنگره هم افراد آموزش می­بینند و بعد خدمت می­کنند. برای آموزش دیدن وقت بسیار لازم است. غذای نیم پخته یا به عبارتی خام قابل خوردن نیست. کار نیمه مانند گوشت نپخته است که بخواهیم بخوریم که امکان پذیر نیست. بهترین کار، در راستای فرامین الهی حرکت کردن است. خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

وقتی آموزشی می­بینیم برای این است که بتوانیم به دیگران انتقال دهیم. در خانواده خودمان، لازم است تمام روابطمان را بهبود دهیم و خانواده را حداقل در یک شرایط متعادل، آرام و قابل قبولی نگه داریم. کسی که هنوز در خانواده خود با اعضای خانه در تنش است هیچ وقت لایق راهنما شدن یا

 هر سمتی نیست. لازم است در خانواده سه چیز را رعایت کنیم: اول فرامین خدا را بشکافیم و اجرا کنیم. دوم در کسب علم، کوتاهی نکنیم و سوم اینکه اصوات را ارج بنهیم چون توسط موسیقی به پایه های اصوات الهی پی می­بریم. موسیقی بسیار معنی دارد. انسان احساس می­کند به جایی خوانده می­شود که در انجا خبرهای بسیاری هست اما هیچ نمی­داند کجاست. موسیقی خوب مد نظر ما است.

هر کسی جرات هر کاری را ندارد ولی با مصرف مواد و خوردن مشروب قدرت کاذب به دست می­ آورد و می­تواند هر کاری بکند. مثلا اجرای برنامه موسیقی با کمک مصرف مواد هیچ ارزشی ندارد و انسان هیچ حس خاصی نسبت به آن پیدا نمی­کند. موسیقی صوت معناداری است. موسیقی جذابیت دارد و مانند معنایش است. نمی­توان آن را توصیف کرد. موسیقی خوب است و ما هستی را در ان می­بینیم. باید بدانیم موسیقی در جایگاه خود ارزش زیادی دارد.

تهیه و ارسال: همسفر الهام





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها : کنگره 60.اعتیاد.ترک اعتیاد.بهترین راه،
لینک های مرتبط :


                                                     

در قسمت اول در مبحث پنهان کاری گفته شد که  پنهان کاری سه ضلع دارد: یک ضلع موضوعی که پنهان می­کنیم، دیگری فاعل یا شخصی که پنهان کاری می­کند و ضلع سوم شخص یا اشخاصی که موضوع از آنها پنهان می­­شود.

شما حس بینایی را چون وسیله ای در اختیار دارید یعنی با چشم می­بینید، اما در حس برون وسیله ای برای دیدن ندارید. مثلا در خواب تصاویری بدون چشم می­بینیم. به نظر می­آید شما خواب هستید و گیرنده شما یعنی چشم کاملا خاموش است. چشم دیگر با دیدن خویش دیگر در عالم دیگر تصاویر را ضبط می­کند ولی خود شما نمی­دانید با کدام وسیله اینها ضبط شده است. شما که در خواب بودید و کاملا بدون حرکت. تنها ارتباط نفس در میان بوده ،زیرا فقط جسم به ظاهر بی حرکت شما با اندامهای دیگرمی­توانستند سیر نمایند. انسان موجود بسیار بسیار پیچیده ای است. ما فقط یک قسمت انسان را می­بینیم. ما صور پنهان انسان را نمی­بینیم که بسیار پیچیده است. اگر بخواهیم انسان را با آن قسمت آشکار و قسمتی که می­بینیم آنالیز کنیم موفق نخواهیم بود. یک اتوموبیل را در نظر بگیرید یک اتوموبیل را شخصی می­تواند به طور کامل و خوب تعمیر کند که تمام جزئیات آن را بداند و آگاهی به تمام اجزای  اتوموبیل داشته باشد. اگر اطلاعات ما در مورد چیزی کامل نباشد نمی­توانیم در مورد آن اظهار نظر کنیم و درمان عیبها و بیماریهای آن را پیدا کنیم.

مساله خواب برای انسان هنوز کاملا حل نشده است. تمام پیامبران آمده اند که بگویند پشت صحنه چیزهای دیگری هم هست،اما برخی به دنیای دیگر اعتقاد ندارند. جهان در درمان اعتیاد و بعضی بیماریهای جسمی و روانی نا موفق است و این به این دلیل است که ما به تمام زوایای انسان آگاهی نداریم. مثلا در شیمی درمانی آسیب شدید به بدن انسان وارد می­شود. یا قرصهای شیمیایی اغلب عوارض شدید دارند. انسان موجود بسیار پیچیده ای است.

مولانا می­فرماید:

      صد هزاران مکر در حیوان چو هست    چون بود مکر بشر کو مهتر است

      مسحقی در کف چون زین العابدین         خنجری پر قهر اندر آستین              

صفحه بر کف توبه بر لب دل پر از شوق گناه   معصیت را خنده می­آید ز استغفار ما

ذات بشر از کجا آمده؟؟؟ انسان از لحظه ای که به دنیا می­آید اخلاق و رفتارش مشخص است و ذات او نمایان است.

حسهای ما همین پنج حس ظاهر نیست. ما پنج حس باطنی هم داریم، که وقتی ما می­خوابیم خیلی چیزها را می­بینیم و درک می­کنیم که چشم و اندام ظاهری ما در آنها دخیل نبوده. ما در وجودمان چیزی به نام نفس داریم. با بالا رفتن سن ممکن است ظاهر انسان تغییر کند ولی اگر باطن انسان پاک باشد این چیری را اصلا حس نمیکند. حتی فکر و باطن انسان با بالاتر رفتن سن پخته تر و کامل تر می­شود. مثلا ما یک اتوموبیلی را که پانزده سال است سوار می­شویم ما تغییر نکردیم این اتوموبیل است که فرسوده شده است. نفس ما و آن چیزی که در درون ماست نیز چنین است باطن ما با آموزش و کامل شدن باید پیشرفت کند و زیباتر شود. به مرور زمان درون انسان قوی تر می­شود ولی جسم انسان پیر می­شود و این موضوع ما را به حسهای پنهان هدایت می­کند که انسان ورای این چیزی است که در ظاهر و در جسم دیده می­شود. ما یک عقل کلی و یک عقل جزئی داریم. یک عقل داریم که مربوط به نفس اماره و عقل دیگر مربوط به نفس مطمئنه است. ما یک عقل داریم که فقط این جهان را دیده و عقل دیگری داریم که جهانهای دیگر را هم دیده. هم اکنون اگر کسی به ما بگوید من از جهانهای دیگر خبر دارم، مردم او را باور نمی­کنند و می­گویند چرا تو؟ چرا خداوند یک ملک را نفرستاده تا ما را هدایت کند؟ میگویند اگر تو پیغمبری غیب بگو یا کوه را بشکاف و ....

فرض کنید الان امام زمان بیاید با او چگونه برخورد می­کنیم؟ از او معجزه می­خواهیم و در آخر به او تهمت جادوگری می­زنیم. این تقصیر ما نیست، چون به غیر از این دنیا را درک نکرده ایم پس اینگونه حرفها را باور نمی­کنیم. پیامبر اسلام می­فرمود معجزه من کتاب من است. و این معجزه پا برجاست و هر چه می­گذرد به عظمت آن بیشتر پی می­بریم.

ساختار ما اینگونه است که با جهان ماوراء آشنایی نداریم. کسی که جهان ماوراء را درک کرده اگر بخواهد آن برای انسانها توضیح دهد بسیار سخت است. مثل اینکه ما بخواهیم بو را توضیح دهیم چگونه ما میتوانیم بو را توضیح دهیم؟ روز قیامت، بهشت و جهنم زمان و مکان خاصی نیست که ما بخواهیم توضیح دهیم.  

در خواب ما جسم و مکان و زمان نداریم و خواب تمثیلی برای درک ماوراء است.

مولانا می­فرماید عقل جزئی مثل عقل کرکس است. کرکس کمی حرکت می­کند تا حدی که چیزی برای خوردن گیرش بیاید و عقل ابدالان (کسانی که تبدیل شده­اند) مانند پر جبرئیل است. مراحل تکامل انسان شامل تغییر، تبدیل و ترخیص است. کسانی که تبدیل شده­اند عقلشان مانند پر جبرئیل است. جبرئیل به تمام سماوات پر می­کشید و حامل وحی بود و در مراتب بالایی قرار داشت.

مولانا معتقد به پنج حس برون و پنج حس درون بوده. اشعار مولانا نشان می­دهد که در زمان خود مشغول کند و کاو درون انسان بوده و به صور پنهان انسان می­پرداخته.

در خواب تنها ارتباط نفس در میان است. نفس چیزی است که در ظاهر و باطن تایین موجودیت می­کند. وقتی نفس به مرحله انسان رسید، دارای یکی از ویژگیهای اماره، لوامه یا مطمئنه است. ارتباطات ما با جهانهای دیگر از طریق نفس است. به گفته مولانا  ده حس است و هفت اندام دگر. ما پیکره های دیگری هم داریم و آن همانی است که مثلا یکی از آنها را در خواب می­بینیم. به همین دلیل سهروردی می­فرماید: حکیم تأله. حکیم تأله یعنی کسی که با کندن لباس خلع کالبد می­نماید. یعنی این انسان درآمدن از کالبد خود را مانند کندن لباس انجام می­دهد و در عالم دیگر سیر می­کند.

سیر و سلوکی که جسم در آن دخیل نیست و اندا مهای دیگر در کارند و قابل رویت برای هر کس نیستند.

نقطه عزل اگر چو ما دانی           هفت هیکل به زهد دریابی

هر اندیشه ای که شما بنمایید دلیل بر وجود آن اندیشه می­باشد. ما به هر چیزی فکر کنیم آن اندیشه وجود دارد پس خیال هم جزو اندیشه است. خیال از بزرگترین نعمتهایی است خدا به ما داده است. اگر قدرت خیال را از ما بگیرند از هستی ساقط می­شویم. مثلا یک ساختمان یا هر چیز دیگری اول در خیال یک نفر شکل گرفته. تمام معماران و طراحان در مرحله اول برای ساختن چیزی آن را خیال می­کنند. خیال تصاویر زهنی ماست مثلا برای درست کردن غذا اول آن را در ذهنمان خیال می­کنیم. در خانه نشسته ایم تصویر کتاب خواندن در ذهنمان می­آید بلند می­شویم و یک کتاب برمی­داریم و می­خوانیم. به عبارتی هیچ چیز در دنیا نیست مگر اینکه در ابتدا در اندیشه ما باشد.

حلقه حیات انسان به طوری تعویض می­شود که انسان را به فکر وامی­دارد که کدام دنیا حقیقی و کدامیک مجازی است؟ در حرکت بین جهانهای مختلف انسان شک می­کند که کدام دنیا حقیقی و کدامیک مجازی است. در مورد اینطور مسایل مجهول انسان آنقدر فکر می­کند که در نهایت فرمانی برسد و مشکلش حل شود. ما هنگامی که در خواب هستیم نمی­دانیم زندگی واقعی کدام است. برخی چیزها را ما هنوز نمی­دانیم. ما رنگها را می­بینیم ولی در حقیقت رنگی وجود ندارد رنگها نتیجه انعکاس نورها با فرکانسهای متفاوت هستند. در شناخت ساختار انسان ما در ابتدای راه هستیم. اگر در تکثیر یک سلول، سلول اولیه وجود نداشته باشد این کار امکان پذیر نیست. اگر تمام دانشمندان جهان جمع شوند حتی یک پشه به شکل امروزی نمیتوانند بسازند که تمام ویژگیهای پشه را داشته باشد. مسأله عرفان تمام شدنی نیست. علم با افراد بعه پایان نمی­رسد. این مانند یک بازی بی پایان است. بحث حس به پیشرفت علوم متعددی منجر می­شود که بشر نمی­تواند از فکر کردن به آن غافل شود. مهمترین بحث ما حس است اگر تکلیف حسها مشخص شود کلی از مسایل ما حل میشود .علت بسیاری از بیماریهای روانی تداخل حواس است. مثلا در اسکیزوفرنی شخص مبتلا در هنگام بیداری خواب میبیند. کسانی که شیشه مصرف میکنند نیز همین گونه اند. تمام اختلاف نظر های مکاتب فلسفی و عرفانی بر سر همین حسها است. بعضی ها حواس پنهانی را دارند و بعضی ها ندارند و این مانند بازی ادامه داری است. بحث حس همچنان ادامه دارد که به پیشرفت علوم عدیده­ای می­انجامد که بشر نمی­تواند از فکرش غافل شود. به هر نحوی باید کم کم انسانها از این مسائل آگاهی پیدا کنند (حواس پنهانی انسان) و به خلقت و ایمان بهای بیشتری بدهند. برای تعمیر ماشین انسان باید ویژگیهای انسان را بشناسیم تا او را از دنیای تفکرات منفی و مریضی های روانی و اعتیاد برهانیم. انسانی که به پوچی رسیده باید او را روشن کرد که مفهوم بودن خود را بفهمد.

 تهیه و ارسال: همسفر الهام

 

 

 





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



                              






 
این جلسه سومین جلسه از دور اول سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه ی همسفران نمایندگی شهرک غرب مورخ 16 مهرماه 94 با استادی خانم منیره کبودانیان نگهبانی خانم صدف آهن پایو دبیری خانم ژاله بهمنی با دستور جلسه  "لژیون مالی" راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.

 خلاصه سخنان استاد:

خیلی ممنونم خیلی خوشحالم در جمع شما دوستان هستم و این خدمت نصیب من شد..

این دستور جلسه"لژیون مالی" اولین باری است که در بین دستور جلسلت سالیانه قرار می گیرد شخصی که بخواهد هر کاری را شروع کند  سه مولفه را باید در نظر بگیرد آقای مهندس این را به مثلث تشبیه کردند :1) علم .2) نیروی انسانی 3) اقتصاد ،ثروت یا سرمایه

هر شخصی که وارد کنگره می شود یکسال برای درمانش مد نظر گرفته می شود ،1 و این  روند  میلیون و 200 هزار توان هزینه برمی دارد.این مبلغ ما را به فکر فرو می برد ،زمان ورودم به کنگره اولین چیزی که به  نظرم آمد این بود که اینجا  درمان رایگان است ،آقای مهندس در این 18 سال از هیچ ارگانی کمک نگرفتند و هیچ چک ما برگشت  نخورده و قسطی نخرید نداشتیم و علت این که در این 18 سال با این همه  شعبه هیچ کم و کسری نداشته به خاطر آن است که هیچ دزدی صورت نگرفته و مسئولان مالی در کنگره خیلی خوب عمل کردند. و همه ی کمک های مالی باید به حساب کنگره  ریخته شود.

شعبه شهرک غرب از زمان برپایی اش مسافران و همسفرانی که  کمک های مالی می کنند  70 درصد آن برای این شعبه و 30 درصد آن برای شعبه آکادمی جهت خرید زمین شعبات دیگر در نظر گرفته می شود،  تک تک ما در این جا آرامش گرفتیم ،درمان شدیم  پس برای کمک کردن باید به باور درستی برسیم  و خود ما باید در نظر بگیریم  که قبل از این که به کنگره بیایم چه قدر هزینه می کردیم ولی الان تک تک   ما  آرامشی که حس می کنیم  مدیون کنگره هستیم .

من و مسافرم برای خرید زمین تصمیم گرفتیم پولی را در نظر بگیریم ،امروز خوشحالم دیدگاه و باورم عوض شده و خداوند آن قدر توانایی مالی بدهد که بتوانم  در همچنین جایی کمک و هزینه کنم .

لژیون مالی را افرادی تشکیل می دهند که خود آن ها هر ساله 5 میلیون بگذارند.

آقای مهندس فرمودند :مسافرهای خانم 25 میلیون تومان کمک کردند.

باید قضیه زمین را جدی بگیریم این شعبه شعبه ی تازه تاسیس است و اگر زمانی متوجه شویم که نباید این جا کلاس برگزار کنیم خیلی بد است  و کمک کردن  به زمین در حد توان خودمان مثل کسی است  که مدرسه را می سازد  و ما برای بعدی ها نیز  این کار را باید انجام دهیم.برای کمک کردن باید زمینه سازی و بستر فراهم شود تا بتوانیم خدمت کنیم

انشاء الله همه بتوانیم این قضیه را کاربردی کنیم برای کمک به زمین زیر 1 میلیون نمی شود  و امیدوارم همه ی ما بتوانیم به آن باور و دیدگاه برسیم و بفهمیم  این هم یک ضلع از د رمان است و بتوانیم به آن بخشش برسیم.

تهیه و تنظیم همسفر فهیم نیا

 

 





نوع مطلب : خلاصه سخنان استاد جلسه، 
برچسب ها : کنگره 60.اعتیاد.ترک اعتیاد،
لینک های مرتبط :



                                                                                           

در کنگره بخشهای مختلفی هست که دیده بانی یکی از این بخشها است. هنگامی که مهندس کنگره را بنیانگذاری کردند بعد از مدتی دیده بانها را انتخاب کردند که به مرور زمان به تعداد دیده بانها افزوده شد. در حال حاضر یکی از قسمتهای جالب در انتخاب دیده بان این است که خود شخص منتخب، در رویای دیده بانی نباشد. یعنی هدف شخصی که برای دیده بانی انتخاب می­شود، دیده بان شدن نبوده باشد. در واقع با این معیار برای انتخاب جایگاه،  این را می­فهمیم که اگر کسی بخواهد به یک جایگاه برسد و رسیدن به آن جایگاه برایش مهم باشد کارایی لازم را برای بودن در آن جایگاه را ندارد چون تمرکز او روی مساله دیگری به جز خدمت کردن است.

از مسولیت های دیده بان یکی شرکت در وضع قوانین کنگره است. کلا دراداره سیستم کنگره مبنا بر مشورت با دیگران است. در شورای دیده بانان نیز هر کدام از آنها نظری می­دهند که به شور گذاشته می­شود.

اداره کردن یک شعبه را شورا به عهده می­گیرد. این شورا شامل مرزبانانی است که از همسفران و مسافران انتخاب می­شوند. همه در واقع یک سهمی دارند و موقع تصمیم گیری نظر همه را می­پرسند تا ضریب خطا پایین بیاید.

چون نیروهای بازدارنده همیشه وجود دارند ما هیچ وقت نمی­توانیم یک قطب راصفر کنیم. چون ساختار جهان بر مبنای اضداد است. ما باید به گونه ای عمل کنیم که میزان خطا به حد اقل برسد. در کم کردن خطا در یک سیستم یکی بالا بردن جهان بینی و تفکر کافی و مشورت گرفتن است.

 کنگره سیستمی است که در آن خطا وجود دارد ولی این سیستم طوری عمل می­کند که خوبیها و سازندگی آن چندین برابر اشکالات آن است که این سازندگیها سبب میشود که حرکت سیستم به سمت جلو باشد به همین دلیل خیلی دست آوردهای جدیدو مفید  هست که قبلا وجود نداشته است.

دیده بان باید همه چیز راببیند .هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت و باید این قدرت را داشته باشد که در جهت تبدیل نقاط ضعف به نقاط قوت تلاش کند و مشکلات را طوری حل کند که سیستم بازدهی مفید داشته باشد.

برای اینکه شخصی به مرتبه دیده بانی برسد باید از یک سری مسائل رد شده باشد. یک دیده بان بایستی به مرحله ای رسیده باشد که مسائل شخصی خودش برایش اهمیت نداشته باشد. به عبارت دیگر یک دیده بان باید بتواند مصلحت جمع را به مصلحت خودش ترجیح بدهد. در واقع وقتی یک شخص به عنوان دیده بان انتخاب میشود در واقع او دیده بان نیست. این انتخاب مانند یک کارت اعتباری است یعنی در ابتدا برگه سبزی دارد که می­تواند وارد جلسه دیده بانها بشود و حتی ممکن است در برخی مسائل اجازه نظردهی نداشته باشد. باید یک مدت زمانی بگذرد تا معلوم شود شخص دعوت شده در شورا به عنوان دیده بان آیا این ویژگی را دارد که بتواند در قسمتهایی که به او مسئولیت داده می­شود منافع جمع را به منافع خودش ترجیح دهد و درست تصمیم بگیرد یا خیر و این موضوع باید در عمل ثابت شود. دیده بانها در واقع خدمتگزارهای کنگره هستند. آنها بار مسئولیت زیادی دارند. در واقع آنها باید درمواقعی که در سیستم ضعفی وجود دارد، کاری کنند که وضعیت اصلاح شود و اگر این کار را بتوانند انجام دهند در اینجاست که کار خود را خوب انجام داده­اند. در واقع جایگاههای کنگره ازجمله دیده­بانی همه برای خدمت کردن هستند. اگر انسان رئیس جمهور هم بشود، اگر در جایگاهی که دارد نتواند کارایی داشته باشد اگر دنیا به او سجده کند آن پست و جایگاه برایش جذابیت طولانی مدت ندارد. باعث آرامش، نشاط، شادابی و زندگی برای او نمی­شود.

همه انسانها قابل اطمینان هستند ولی همه انسانها در دامنه ارتعاش خود قابل اعتمادند. مثلا در دوران کودکی شخص اعتماد می­کند از روی نا آگاهی.

وقتی در زندگی از روی سادگی به کسی اعتماد می­کنیم و در پایان بلایی را تجربه می­کنیم و شکستی می­خوریم که میگوییم کاش اعتماد نمی­کردیم.

اعتماد به دیگران برای زندگی اجتماعی لازم است. انسان با اعتماد به دیگران از آنها انرژی می­گیرد و به حیات ادامه می­دهد. انسان در اعتماد به دیگران باید دامنه ارتعاش دیگران را بشناسد مثلا یک انسان هست که می­توانید فقط با او یک چای بخورید و در کار دیگری نمی­توانید به او اعتماد کنید. همه انسانها قابلیت افزایش دامنه را دارند.

اطمینان نا آگاهانه به دیگران دوستیها را تبدیل به فاجعه و ضایعه می­کند. در اعتماد به دیگران باید دانایی همراه شود. این قانون در همه کنگره اجرا می­شود. کسانی که در کنگره به حرمتها احترام می­گذارند و درست مراحلشان را طی می­کنند، کنگره به آنها اطمینان میکند. هر کس می­تواند در انتخابات شرکت کند و مرزبان، دبیر، کمک راهنما و.. شود. ولی پس از انتخاب شدن یک فرد در یک جایگاه عملکرد او بررسی می­شود اگر شایستگی آن جایگاه در فرد نباشد معمولا فرد خودش از آن جایگاه کناره می­گیرد.

چون شخص، دیگر در آن جایگاه نمی­تواند انرژی و حال خوب دریافت کند و کناره می­گیرد.

هیچ جایگاهی در دنیا وجود ندارد که خود آن جایگاه به تنهایی ارزش احساس زنده بودن و ارزش زندگی کردن و حس زندگی و در روشنایی زندگی کردن را داشته باشد.





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 مهر 1394 :: نویسنده : همسفر لیدا (شهرک غرب)

                                                            

                                                  به نام خالقی که شایسته تنهایی است

 تنهایی و تنهایی و آه تنهایی. می­خواهم از واژه­ای بگویم که تو، تویی که از جنس بغض هستی مانند من لمس کرده­ای  وسالها با این حس نفس کشیده­ای و تنهایی واژه غریبی است.

وقتی به گذشته نه چندان دور خود نگاه می­کنم در می­یابم که این واژه در زندگیم پررنگ بود، زیرا در لحظات و در بغضهایم تنها بودم. ناامید، خسته و غریب و چه سخت است در میان عزیزانت باشی ولی حس غریبی همچون غربت داشته باشی. من خود را تنها می­دیدم و در وسط بحران مانند یک نقطه در وسط دایره نشسته بودم تا تیر ها و ترکشهای زندگی یکی پس از دیگری به من بخورد و قربانی من باشم و چه حس غریبی و من هنوز با چشم سر می­دیدم! و طلبکار از او که خود تنهاست اما تنهای بزرگ، تنهای کریم، تنهای بخشنده که به حق سزاوار این توصیفات است. تنها بودم و با خود فکر می­کردم که ای کریما، ای الله چه کنم؟؟ و آن موقع بود که فهمیدم بزرگان درست می­گویند: که نیاید آن روزی که بنده­ای به چه کنم چه کنم گرفتار شود.

حتی از نعمتی به نام تفکر که او به من مخلوق عطا کرده بود هم نتوانستم استفاده کنم. شما، شمایی که از جنس من درمانده هستید که در کنار واژه­ای چون اعتیاد زندگی کرده­ام، حتما می­فهمید و درکم می­کنید که چه می­گویم. همانا این درک شما برای من باعث قوت قلب و دلگرمی است.

تیرها یکی پس از دیگری به من می­خورد و سپری نداشتم که حتی برای یک لحظه از خود و عزیزانم دفاع کنم. تنهای تنها. شاید شما بگویید مگر می­شود؟ شما مهربان که می­گویید خدا می­بیند. ولی من نقطه، به او اعتماد نکردم و باورش نکردم و تنها لق لقه زبانم بود. ولی امروزم پررنگ شده از رنگ زیبای او.

حالا تنها نیستم و ایمان دارم که او خالق زیبایی و درد است. او که خالق درمان و عاشقی است.

من را که تنها نقطه ای بیش نبودم می­دید و می­گفت: بنده من، ای کسی که از مادرت برایت مهربانترم، می­بینم تورا ، صبوری کن که درمان در دست من است و مرا در آغوش امن خود جای داد و شما می­دانید، شمایی که در غربت زندگی فرورفتید و شما که همدرد من هستید.

تنهایی از(ت) تا (ی) برای انسان پر از معناست. تویی که در تنهایی در عجز و در انتهای غم آن را لمس کردی و طعم تلخ غربت را تو می­دانی، تویی که چشیده ای میدانی که چه می­گویم!

و صدایش را شنیدم، صدای پر از مهر خدایم را که به من گفت از تنهاییت بگو که شنواتر از هر کس دیگرم. به او گفتم آنچه که عقل و دلم با هم گفتند و دیدم که در اتنهای تاریکی و غربت تنها نیستم و کسی را دارم که اگر دنیا بر من لشگر بکشد او به اندازه دنیا  و یا نه بزرگتر و عظیم تر از خود دنیا برای من است.

دوستت دارم ای تنهای خالق. و چه زیباست خلوت و تنهاییت را با نیرویی شریک شوی که قدرت و نیرویی بسیار فراتر و بزرگتر از مخلوقاتش دارد.

سپاسگذارم و دوستت دارم ای نیروی برتر و قدرت مطلق بر زمین و زمینیان.





نوع مطلب : دلنوشته همسفران، 
برچسب ها : کنگره 60.اعتیاد.ترک اعتیاد،
لینک های مرتبط :


                                              

به تصور ما یکی از اصطلاحات غلط که در مورد مواد مخدر به کار می­رود این است که بعضی ها می­گویند مواد مخدر خصوصا خانواده تریاک به انسان انرژی کاذب می­دهد. شما فکر می­کنید انرژی کاذب چه صیغه ای است؟ اکنون با یک مثال موضوع را روشن می­نماییم. یک چراغ نفتی را در نظر می­گیریم که مقداری نفت در منبع خود ذخیره دارد این چراغ نفتی باید با ذخیره منبع خود برای مدت یک هفته اتاق ما را روشن نگاه دارد البته در حد معمول. اگر ما فیتیله چراغ را بالا بکشیم خیلی طبیعی خواهد بود که نور چراغ بسیار شدید خواهد شد در عوض نفت ذخیره شده که باید طی یک هفته مصرف شود یک شبه به اتمام خواهد رسید و ممکن است فیتیله چراغ را بسوزاند. انسان نیز همینگونه است یک انرژی در بدنش ذخیره شده است باید مدتها استفاده بشود. چیزهایی که به ما انرژی می­دهند شامل غذاهای سالم، میوه و سبزیجات تازه و نان گندم هستند. تحرک، ورزش، افکار مثبت، خواب به موقع، امیدواری در زندگی پرهیز از حسادت و کینه و مردم آزاری و ضد ارزشها همگی در ما تولید انرژی می­کنند. در حقیقت کاری که مواد مخدر انجام می­دهد و اثری که روی ساختار جسم انسان می­گذارد درست مثل بالا کشیدن فیتیله چراغ است. برای همین است که وقتی ما به یک فرد شیشه ای دستور قطع مواد می­دهیم سه یا چها شبانه روز می­خوابد چون بدن نیاز شدید به خواب دارد چون کار زیاد از خود کشیده است. قطع تریاک بسیار سخت تر است. به عبارت دیگر مواد مخدر باعث تسریع در مصرف انرژی دخیره شده در بدن انسان می­گردد و تمام این انرژی ها را از درون پوست و گوشت و استخوان شخص می­گیرد به همین دلیل شخص پس از چند سال مصرف مداوم شکل و قیافه اش عوض می­شود و به هم می­ریزد. نا گفته نماند سمومی هم که وارد بدن انسان می­شود به نوبه خود تخریب جداگانه ای دارد. تمام مواد مخدر کبد انسان را تخریب می­کند. بنابراین مواد مخدر انرژی مفت و مجانی در اختیار ما قرار نمی­دهد بلکه این انرژی ذخیره شده خود ما است که مصرف می­شود.

حال هر یک از کلمات بکار رفته در عنوان بحث (انرژی کاذب مواد مخدر) را یک به یک شرح می­دهیم:

انرژی: در فیزیک همان کار انجام شده در واحد زمان است. کار هم جابجایی جسم است. در واقع کاری که در یک ثانیه انجام شود یک واحد انرژی تولید می­کند.

کاذب هم به معنی دروغین و غیر واقعی است.

انرژی نمی­تواند کاذب باشد. یا وجود دارد یا ندارد. پس اینکه بگوییم مواد مخدر انرژی کاذب دارند اشتباه است. انرژی که آنها تولید می­کنند حقیقی است. پس باید منشا آن را پیدا کرد.

در لغت نامه فارسی مخدر اینگونه تعریف شده است: مخدر(داروی بیهوشی) ماده ای است که مصرف آن سبب کم شدن درک و حتی گاهی سبب مرگ می­شود و برای تسکین درد و خوابانیدن به کار می­رود.

اگر حس بویایی انسان خیلی قوی شود و بوی دو کیلومتر آن طرف تر را بفهمد این انسان دچار بیماری است. بعضی مواد مخدر همان قرصهای اعصاب و روان هستند که تماما خاصیت مخدر و اعتیاد را دارند ولی فرهنگ اعتیاد را ندارند. تمام قرصها چه آنها که با مجوز پزشک مصرف می­شوند چه قرصهای اعصاب که بدون مجوز پزشک استفاده می­شوند مواد مخدر هستند.اینکه می­گوییم قرص فرهنگ اعتیاد ندارد به این معنی است که مثلا خوردن قرص مانند مصرف تریاک مراسم خاص که با دوستان بنشینی و مصرف کنی و ... را ندارد.

در سطح کره زمین قرصهای روانگردان و اعصاب تماما غریزه جنسی را خفه می­کنند. خیلی از افراد قرصهایی چون دیازپام، فولکستین، لورازپام، قرص خواب و ... می­خورند و به خیال خودشان برای درست شدن اعصابشان مصرف می­کنند. مصرف این قرصها نیروی جنسی را ضعیف می­کند.

اگر ما خواص مواد مخدر را بررسی کنیم به نتایجی می­رسیم که عبارتند از:

1.تریاک: مهمترین ماده مخدر است که از خشخاش گرفته می­شود و دارای 25 نوع آلکالوئید است. تریاک را با وافور یا سیخ و سنگ میکشند یا قورت میدهند. به عنوان تسکین دهنده درد استفاده می­شود. مثلا کسانی که در کارشان مجبورند شبها بیدار بمانند مانند راننده ماشینهای سنگین بعضی ها از این ماده استفاده می­کنند. شصت هفتاد سال پیش خوانین و تجار بزرگ که سن آنها زیاد بود از این ماده استفاده می­کردند و دارای شخصیت بودند و جوانها حق استفاده از تریاک را نداشتند ولی چیزی که باعث شد تریاک بی عابرو شود هرویین بود.

2.اگر تریاک را بجوشانیم شیره به دست می­آید که آلکالوئیدهای آن کمتر است و خاصیت خودش را دارد.

3.هرویین برای کسانی ساخته شد که می­خواستند تریاک را ترک کنند. در جنگ جهانی دوم هیتلر از گورین که وزیر تبلبغات وی بود خواست که دارویی پیدا کند که جای تریاک را بگیرد. دارویی که در جبهه های جنگ که دسترسی به تریاک نیست آن را جایگزین تریاک کنند. (در جنگ مشروبات تریاگ یا قرص مصرف میشود چون فشار زیاد است). اینگونه شد که دانشمندان آلمانی هروئین را ساختند ولی چون هروئین نشئگی پایدار ندارد، شخص باید تند تند استفاده کند. کلمه هروئین از هیرو به معنی قهرمان می­آید. هروئین به سه طریق مصرف می­شود: با بو کردن، با تزریق یا با دود که مورد آخر فقط در ایران انجام می­شود. در واقع هرویین چون برای ترک تریاک استفاده می­شده شخصی که برای آموزش ترک به خارج از کشور میرود پس از بازگشت برای اینکه این ماده را به سلیقه ایرانیها ( که متمایل به دود کردن مواد مخدر بودند ) نزدیک کند آن را با آنتی پرین ترکیب میکند که بتوان ان را دود کرد و مصرف کرد. خاصیت هروئین این است که زود شعله ور می­شود و زود هم نشئگی آن می­پرد بنابراین شخص باید مرتبا به سراغ آن برود. این ماده قدرت جنسی را از بین می­برد و چون ناخالصی وارد آن می­شود خطرناک است و استفاده زیاد آن سبب اوردوز و مرگ می­شود.

4.حشیش: این ماده را از گیاه شاه دانه می­گیرند.

5.چرس: روغن حشیش است. وقتی سیگار می­کشند روغن حشیش را روی سیگار می­مالند و بعد آن را می­کشند.

6.چلیم: باز حشیش هست که در مواد خوراکی مثل بادمجان یا هویچ ریخته میشود.

در مصرف موادی به غیر از تریاک دوپینگ صورت نمی­گیرد. مثلا در حشیش فرد به حالت مبهم درمی­آید خیره یا میخ می­شود و شخص خوابش می­گیرد. در مصرف این مواد مثلا اگر فرد غمناک باشد یا بترسد این غم یا ترس را در فرد تشدید میکند. اگر وارد خنده شویم از خنده دل درد می­گیریم. در مصرف حشیش تفکر و اندیشه خوب کار نمی­کند و شخص ممکن است ساعتها به یک نقطه خیره شود و یا ادعای پیغمبری بکند و بسیار اتفاق افتاده است که کسی فقط یک بار مصرف کرده و بعد اولین استفاده حواس خود را از دست داده و هوش او به حالت اولیه برنگشته است.

7.کوکائین: مصرف این ماده به این صورت بود که برگ کوکا جویده میشد. بعدها از آن کوک گرفته شد. ریتالین انشعابی از کوکائین است. این ماده انرژی خیلی زیادی تولید می­کند که اغلب افراد مرفه آن را استفاده می­کنند چون بسیار گران است. بعدا برای اینکه همه اقشار بتوانند از آن استفاده کنند از آن کراک گرفته شد قیمت ارزانتری داشت.

8. تمام قرصهای اعصاب: تمام این نوع قرصها دارای خواص مواد مخدر گوناگون هستند وهر یک انشعابات همین کوکائین، حشیش و تریاک هستند. این قرصها به عنوان دارو مصرف می­شدند که در اثر سوء استفاده به مواد مخدر تبدیل شدند. مثلا از حشیش برای درمان آسم استفاده می­شود ولی در اثر سوء استفاده به مواد مخدر تبدیل شده. در بعضی جوامع همه در کیفهایشان قرص دارند و به هم پیشنهاد می­کنند. قرصها این انسانها را دریک حالت بیهوشی و بی حسی قرار داده که شخص با مصرف این قرصها فکر می­کند بقیه انسانها مشکل دارند و او نرمال است. با کوچکترین مشکل در زندگی نباید به سراغ قرص رفت. باید مسأله را حل کرد. مگر کسی که تریاک میخورد چه فرقی دارد او هم مانند آدمی که به قرص عادت کرده وقتی دچار  فشار و استرس می­شود مصرف می­کند ولی قرصها متاسفانه مجاز هستند و در داروخانه ها فروخته می­شوند. مثلا فردی که شش هفت رقم قرص اعصاب میخورد معتاد محسوب میشود.

9. مشروبات الکلی: این مواد در یک مرحله ای به بعضی افراد انرژی زیاد می­دهند. گفته شد که با قند خود مغز را تغذیه می­کنند هنگامی که مشروبات الکلی میخوریم مغز مستقیما از الکل تغذیه می­کند. این هم در مغز تداخل ایجاد می­کند.

مشروبات الکلی خود به سه گروه تقسیم می­شوند یک دسته شرابها هستند که همان آب انگور سیب یا آلبالو هستند که طی مراحل خاص به مشروبات الکلی تبدیل می­شوند و بسته به نوع آنها بیست تا سی درصد الکل دارند. گروه دوم آبجوها هستند که جو را خیس میکنند و مخمر آب جو میزنند و طی مراحلی به آبجو تبدیل می­کنند. آبجو هم دو سه تا شش درصد الکل دارد که درصد الکلش معمولا سبک است. دسته سوم ودکاها است که تقطیری هستند یعنی چغندر، کشمش یا برنج یا شکر را خیس میکنند با آب مخلوط میکنند و بعد تقطیر می­کنند و این کار را با دستگاه تقطیر انجام میدهند مانند گلاب که با دستگاه تهیه میشود برای همین در ایران به ودکا عرق گفته می­شود. خوردن مشرووب وقتی از یک مرحله ای بگذرد شخص دیگر قادر نیست سر پا بایستد. از عوارض بسیار ناخوشایند مصرف زیاد الکل این است که شخص پس از مصرف وقتی می­خوابد و بعد بیدار میشود دچار سردردهای شدید می­شود و حالت تهوع دارد و هیچ ماده غذایی نمیتواند به خوب شدن سردرد آنها کمک کند. تنها چیزی که میتواند سردردها  را از بین ببرد خمار شکن بوده. یعنی فرد در روز بعد از مصرف یک استکان از همان مشروب را میخورد تا سردردش برطرف شود واین کار باعث میشد که که حالش خوب شود. در نتیجه حال خوب شب دوباره شخص مصرف میکرد و این سیکل همچنان ادامه داشت و بعد از گذشت مدتی شخص تبدیل به یک انسان الکلی می­شد. این شخص کارهایی انجام می­داد که انسان در حالت نرمال هیچگاه انجام نمی­دهد. در روسیه 25 درصد انسانها بر اثر استفاده از الکل به سن 45 سال هم نمی­رسند و قبل از آن از دنیا می­روند.  

همه مواد به گونه ای به انسان انرژی میدهند. در واقع این مواد باعث می­شوند انرژی ذخیره شده در بدن ما که باید طی سالیان دراز مصرف شوند به یکباره طی مدت زمان کمی مصرف شود. اگر به انسانهای تریاکی و هروئینی نگاه کنید افرادی تکیده با شانه های افتاده و پاهای پرانتزی هستند و دور چشمان آنها سیاه است و صورتشان خشکیده است. اینها همه به این دلیل است که این مواد انرژی انسان را می­سوزانند و بیش از حد مصرف می­کنند. به طور کلی مواد مخدر مواد اهریمنی هستند و دلیل آن این است که در اثر استفاده این مواد انسان حالت طبیعی و نرمال ندارد و ممکن است دست بهر خطایی بزند و ایجاد مشکل کند.

 

 

 

 

 





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها : کنگره 60.اعتیاد.ترک اعتیاد.انرژی کاذب مواد مخدر،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 مهر 1394 :: نویسنده : همسفر لیدا (شهرک غرب)

                                             

 

وقتی خداوند دنیا را آفرید، عادت داشت که در همین دنیا و در میان بازار زندگی کند. ولی زندگیش روز به روز مشکل تر می شد زیرا مردم همیشه با شکایت ها و مشکلاتشان به سراغش می رفتند: همسر کسی بیمار است و فرزند کسی مرده است و دیگری بیکار است.... انواع شکایات و مشکلات مردم. و مردم حتی ملاحظه نمی کردند که روز است یا شب: بیست و چهار ساعته مجبور بود به شکایات مردم گوش بدهد و طبیعی است که حوصله اش سر برود!

 

عاقبت از مشاورانش نظر خواهی کرد. گفتند، "... اول اینکه آفریدن این دنیا خطایی بزرگ بود! و دوم اینکه زندگی تو در چنین دنیایی نیز اشتباه بوده است. حالا فرار کن چون این مردم تو را خواهند کشت!"

خدا پرسید، "به کجا فرار کنم؟"

یکی گفت، "به قله ی اورست برو."

خدا گفت، "شما آینده را نمی دانید. من از گذشته و حال و آینده با خبرم. به زودی مردی ،

به اسم ادموند هیلاری ، به آنجا خواهد رسید. و وقتیکه مرا ببیند، به زودی همان مشکلات شروع می شوند: اتوبوس ها و جاده ها و هواپیماها و رستوران ها همه جا ساخته خواهند شد... چون مردم به آنجا خواهند آمد تا مشکلات و مسائل خودشان را بازگو کنند. بازهمان اوضاع شروع می شود."

کسی دیگر گفت، "پس بهتر است به کره ی ماه بروی."

خدا گفت، "شما نمی فهمید. هیچ جایی نیست که انسان دیر یا زود به آنجا راه پیدا نکند."

در اینجا یکی از مشاوران پیر که عادت داشت کمتر سخن بگوید در گوش خدا زمزمه کرد، "من جایی را می شناسم که انسان هرگز به آنجا راه نخواهد یافت: تو فقط به درونش برو.

او همه جا را خواهد گشت ، ولی هرگز درون خودش را نخواهد گشت."

 

و خدا گفت، "این به نظر منطقی می آید." و از آن زمان تاکنون، خداوند در درون شما زندگی کرده است.

اینک من آن راز به شما گفته ام،

بستگی به خودتان دارد:

اگر مایلی بروی و با او ملاقات کنی،

به درون برو!

ولی شکایت نکن!

درواقع، او از دیدار تو بسیار خوشحال خواهد شد،

زیرا خیلی سال است که کسی را ملاقات نکرده است،

فقط گاه گاهی!

و کسانی که به او رسیده اند،

با ساکت شدن، هشیار شدن و آگاه شدن

به او دست یافته اند.

آنان اهل شکایت کردن نیستند ،

آنان اهل مزاح و خنده هستند.

و من به شما می گویم:

خداوند در خنده است که به شما ملحق می شود.

ولی این باید یک تجربه باشد،

وگرنه فقط یک باور است

و من مایل نیستم برای شما نظام باورداشت بسازم.

من تنها از تجربه ی خودم با شما سخن می گویم:

شما می توانید آن را

تجربه ی کنید.

اوشو

 






نوع مطلب : متن های گزیده مرتبط، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


باید به این تفکر برسیم که نیروهای شیطانی وجود دارد. این نیروها در بعد فیزیکی و متافیزیکی (ماورا طبیعت) هستند. شاید اگر این نیروها نبودند حیات شکل نمی­گرفت. شاید در دیدگاههای سطحی مردم فکر کنند اگر این نیروها وجود نداشتند بهتر بود و انسان آسوده بود ولی این فکر اصلا منطقی نیست.

حال پرسش این است که برای چه این نیروها وجود دارند؟ انسان اختیار دارد و وجود این نیروها این اختیار را تایید می­کند. انسان می­تواند خوب یا بد را انتخاب کند. اینجاست که انسانهای خوب نزد خداوند مشخص و متمایز می­شوند. تمام انسانهایی که از فرامین الهی سرپیچی می­کنند و انسانهای دیگر را از راه راست منحرف می­کنند تحت نیروهای شیطانی اند. کسانی که غیبت می­کنند و بین انسانها کینه را پرورش می­دهند، مواد مخدر می­فروشند، قرص های روانگردان مصرف می­کنند و انسانهای دیگر را به مصرف مواد یا قرص تشویق می­کنند تحت نیروهای شیطانی هستند.

مصرف قرص های روانگردان مانند: کلورازپام، دیازپام، لورازپام، فو.لکستین، زوناکس به مراتب بدتر از مواد مخدر دیگرند. این قرص ها برای وضعیت خاص و بحرانی برای مریض تجویز می­شود و این درست نیست که ده یا بیست سال بخواهیم قرص بخوریم. وقتی ما به قرص خواب عادت کنیم و بدون آن نتوانیم بخوابیم بدن ما دیگر سروتونین و آدرنالین و هورمونهای لازم برای حیاط را تولید نمی­کند و بدن ما آسیب می­بیند. کسانی که حرمت نگه نمی­دارند و دیگران را تحریک به کارهای بد میکنند شیطان هستند. حداقل اگر مسلمان هستیم در قران آمده که خمر عمل شیطانی است.در ایران خمر یعنی شراب ولی در کتابهای لغت عربی خمر به معنی پوشش است. یعنی چیزی که روی هوش و حواس انسان و عملکرد طبیعی انسان تاثیر منفی بگذارد خمر محسوب میشود که این شامل انواع مواد مخدر مشروب و انواع قرصهای روانگردان است.

شیطان به صورت ماورایی نیز حضور دارد. تشریح این موضوع کمی سخت است. این نیروی متافیزیکی شیطانی دائما فعال است و در کنار روح به کار خود ادامه می­دهد. القاعات منفی در ذهن انسان به او میگوید که غیبت کن، مواد مصرف کن، فتنه کن و .....

ما از عملیات پنهان این نیروهای ششیطانی ماورائی خیلی خبر نداریم چون برای ما ملموس نیستند همانطور که مثلا ازعملکرد دائمی اندامهای بدنمان باخبر نیستیم. مثلا هزاران عضله و سیستم در کارند تا ما فقط یک عمل بلع با دهانمان انجام دهیم.

بعضی انسانها به درک خیلی بالایی میرسند که دیگر نیروهای تخریبی روی آنها تاثیر ندارد یا خیلی خیلی کم می­شود. تایین کننده خود ما هستیم و به هیچ کس دیگری ربط ندارد.

تحت نیروی شیطانی بودن برای سفر اولی هست برای سفر دومی، راهنما ایجنت و همه و همه هست. هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی. قضاوت نکنید تا در مورد شما قضاوت نشود. پنهان کاری کردن هم نوعی ضد ارزش است. مثلا شاگرد حالش خیلی خراب است نباید پنهان کاری کنید که شاگرد شما حالش خراب است. در این موقع از راهنماهای دیگر کمک بخواهید تا شما را راهنمایی کنند و به خود مغرور نشوید وقتی کسی راهنما میشود تا زه قدم اول را برداشته و هنوز خیلی چیزها را نمی­داند. تمام قدرت راهنما در این است که مسافر را سالم و سلامت به آخر سفرش برساند. مسافری که سفرش تمام شود ولی هنوز خواب درست ندارد و حالش خوب نیست وناله می­کند به رهایی کامل نرسیده و باید در سفرش تجدید نظر شود.

شاگردان حق ندارند حتی یک سی سی دارو به هم قرض بدهند، حتی  اگر راهنما یک سی سی از شاگردش قرض بگیرد خیانت کرده و از ابتدا راه دزدی و خیانت را رواج می­دهد و با این کار اعتماد شاگرد به راهنما از دست می­رود و حسها خراب می­شود.

سخنان استاد:

یاد ما در آنچه به فهم نمی­گنجد قلب مارا شاد میکند (در اینجا ما ضمیر جمع است اینطور برداشت میشود که از طرف یک جمع صحبت می­کند). خوب در یک عمل بسیار مهم وارد شده اید که می­دانید کلید حل مشکلات است. ما منتظریم قولی که داده ایم خود را به وفا درآمیزیم.کاری که تو انجام می­دهی کمتر از کار من نیست  که خود را برای ملحق شدن به وصال خودم فدا کردم و در راه عشقم شهید شدم. کار من همانطور که می­دانید یک بار بود( مرا گرفتند و بر دار کردند و تمام) حال آنکه برای شما امتحان دوره حیات چندین بار بوده است که مشکل ترین قسمت را در حال امتحان دادن هستید. دوست عزیز مرا شاد نمودی این خاطرت هست که از قهوه خانه خارج شدیم و به سرعت ناپدید شدم حالا حتما فهمیده ای چرا؟ در قدیم قهوه خانه ها مرکز افیون و مسمومات بود اکنون این را می­گویم زیرا نتوانسته بودی عمل را تجربه نمایی. آنجا و هر جای مشابه آن جایگاه انسانهای همانند شما نیست.در هر حال خشنودم و امیدوارم به نتیجه برسید و مورد استفاده کسانی قرار بگیری که به بیراهه رفته اند و به آخر امتحانات مهر تایید بزنید.آری شما مدت طولانی تحت نیروهای شیطانی بودی بدون اینکه خودت بدانی و احساس کنی و پس از گشوده شدن مسایلی که آگاهی دارید به خود باز آمدید و این بار برای آنچه در تلاش هستید، می­دانید.

هر مصیبتی در ما چیزی است که با دستهای خودمان برای خودمان مهیا کرده ایم. این عادت ما است که هر اتفاقی که برایمان می­افتد، دنبال مقصر در جای دیگر می­گردیم. مثلا لیوان آب را میریزیم و بعد میگوییم چه کسی این لیوان را اینجا گذاشت. هر مصیبتی هم که بر ما وارد میشود باید به اذن خداوند باشد . این به این معنی نیست خدا با ما لج است . ما یک کاری را انجام دادیم خداوند می­گوید جریمه اش را از او بگیرد.مصیبتی که از ما برداشته میشود نیز باید به اذن خداوند باشد. همیشه باید تقاص کاری که کرده ایم پس دهیم وگرنه از بلا خلاص نمیشویم. منظور از عمل مهم ترک اعتیاداست یکی از کلیدهای حل مسایل شیطانی همین است وقتی می­خواهیم آن را حل کنیم باید برویم به درون مشکل. شما باید سپاسگذار باشید که به طور کامل پس از انجام وظایف تحویل داده خواهید شد (از دست نیروهای شیطانی خارج میشوید) اگر این کار نتیجه بدهد عشق را پیش از من درک خواهید نمود.

نگهبان: خاطرت هست روزی به من گفتی ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید منظور شما چه بود؟

استاد: این موضوع در دو بعد مطرح می­شود بیکران مادی و بیکران معنوی. آنچه به درستی ساخته بشود پس تخریب در هر دو حیات طی طریق می­کند بخصوص این مورد که در حیات مادی از خویش اثر می­گذارید و چون از آن بهره برداری نمایید به همه جا خواهد رفت و علم خواهد شد، می­شود بیکران .در بعد دیگر هم، به نوعی به حرکت درمی­آید و سیر میکند و ارزش آن پس از انتقال حفظ می­شود. در اینجا و جهان فیزیکی مانند لویی پاستور کار ارزشمندی انجام دهیم، (مثلا وی میکروب راکشف کرد) این به تمام دنیا می­رود این بیکران زمینی است. در جهان معنوی نیز مسایل ارزشمند نقل و انتقال دارد و حتی گاهی مسایل از زمین به آسمان و باالعکس است.

در نتیجه ما همواره باید مواظب نیروهای شیطانی باشیم. هر چه به دانایی برسیم بیشتر و بهتر می­توانیم با این نیروها مقابله کنیم و به آرامش بیشتری می­رسیم. زندگی خیلی سخت نیست. خیلی نباید به خود فشار بیاوریم پس چیزی برای وحشت و ترسیدن نیست. در آخر همه میمیریم باید در مشکلات صبور باشیم. ترس معنی ندارد بالاخره زندگی سر میشود .هیچگاه ناامید نشوید ناامیدی مال نیروهای شیطانی است. بعضی بدبختیهای ما از این است که ما فکر میکنیم خیلی مهم هستیم و قرار است کار خیلی بزگی کنیم یا داریم می­کنیم. باید آرام گرفت. هیچ چیز مال شما نیست همه چیز جاری است و در جریان است. به مالت مناز که به شبی بند است به حسنت مناز که به تبی بند است.

 ارسالی از همسفر الهام





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها : کنگره 60.اعتیاد.ترک اعتیاد.تحت نیروهای شیطانی بودن،
لینک های مرتبط :


                                                      

به نام خدا

جلسه هفتم از دور هشتم سری كارگاههای آموزشی خصوصی كنگره60ویژه مسافران وهمسفران نمایندگی شهرك غرب روزهای دوشنبه مورخ23شهریور 1394 با دستور جلسه وادی چهاردهم وتاثیر آن روی من با استادی آقای محسن زهرایی نگهبانی آقای حسام رضایی ودبیری آقای ابوالفضل حیدری راس ساعت 17 آغاز گردید.

خلاصه سخنان استاد:

ممنونمم وبسیار خوشحالم بار دیگر به واسطه دوستان در خدمت شما هستم .

صحبت در مورد وادی 14 بسیار دشوار است وباید از قبل بسترو شرایطی برای گفتگو در این وادی را فراهم كرد .در این هفته در 42 شعبه این وادی توسط اساتید ،كمك راهنما وسفر  دومیها وكسانیكه قابلیت استادی دارند ودر این وادی همگی توانا هستند تدریس میشود وسخن به خاطر گستردگی وادی ومفهوم عمیق در یك مدت كوتاه به شرح وبسط سخت است واینكه عرض كردم باید از قبل بستری مهیا شود.

محبت دارای صور آشكار وپنهان میباشد .وقتی انسان زندگی جهان خاكی را بررسی میكند مقتضیات شناخت جهان خاكی (ماده ،شكل،رنگ،اندازه.......)همه اینها در مسیر زندگی با بخش صور آشكار سر وكار دارندوهمه گرفتاریهای ما این استكه آنچه در صور پنهان به قول خودمان فرض میشود یعنی همان صفات حقیقی كه هیچكدام بستر فیزیكی ندارند در حقیقت تجلی گاه حقیقی هستند ولی جنسیت فیزیكی ندارند .

ما با محبت چه كار كنیم؟با بخشندگی ،درستی،حسادت چه كار كنیم؟حسادت كجاست؟چه جنسی دارد؟

حضرت حافظ در كنگره ای كه هر ساله در اروپا برگزار میشود به عنوان عارف ترین اعصار قرون معرفی شده اند كه در آن كنگره یك غزل از ایشان سروده میشود وآن اینست:

در ازل پرتو حسنت به تجلی سر زد                       عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد

همه صفات تجلی ذات خداوندی است .اگر در صور آشكار اندازه،نماد نداشتیم به طور مطلق نمیتوانستیم صور پنهان را تعریف وحسی از آن داشته باشیم .همه اعمال ورفتار وكردار ما تجلی گاه صفات ذات مطلق میباشند.

پیش زمینه محبت باید آماده شود .اگر از افراد در مورد محبت سوال شود از 100 نفر 99نفر نمی دانند معنای آن چیست .قبل از كنگره میدانستیم فرق محبت وسختی چیست اما تعاریف را مثل مبانی آموزش كه امروز هست نداشتیم وفقط صور آشكار مد نظر ما بود وبه صور پنهان فكر نكرده بودیم زیرا شرایط نبوده كه ذهن را به آنطرف معطوف كنیم.

در مورد وادی 14 پی بردن به آنچه كه هست تمنای دل میخواهد .تمنای دل را چگونه باید معرفی كرد؟در تعریف عوامانه یعنی از ته دل چیزی را خواستن واگر خواسته را در نفس حذف كنیم هیچ چیز از نفس باقی نمیماند .اگر خواست وتمنای دل وجود داشته باشد از دیدگاه كنگره این نیت كه من میخواهم ،این خواسته برای ما الزاما با صرف بیان تعریف نمیشود .خواسته داشتن هدف میخواهد واگر هدف وحركت نبود ،در جهت رسیدن به معانی وجود نداشت.

بعد از داشتن خواسته میرسیم به الهام.نفس انسان وقتی به مرحله انسانی رسید ،پیوسته در معرض الهام،فجوروتقوا قرار میگیرد .به اعتقاد من الهام  در فاصله بین خواسته وحركت در خواسته شكل میگیرد وآموزش آن را صیقل میدهد تا به درك برسیم.

در اغلب اوقات ما با صورت آشكار وظاهری محبت سر وكار داشتیم واین چیزی بود لفظی ونقد وتفسیر حركات وظاهری بود .اماتفاوت در مسیر آموزش  كجا پیش میاید؟

اگر در درون خودم در پی كشف مفاهیم باشم هر چه میگشتم وبه هر نقطه كه میرسیدم در آخر به مفهوم عشق و  محبت كه جان جان كلام دانایی و شناخت و آگاهی البته نه شناخت و آگاهی كه صرف اطلاع رسانی باشد.

قوانین بنیادی مثلث دانایی ،تفكر ،آموزش وتجربه میباشد.مثلث دانایی در دل خود مراتبی دارد (علم الیقین،عین الیقین وحق الیقین).

حقیقت چیست؟ حقیقت اصل ونسب دانایی است.

زمانی عشق تبدیل به صفت میشود كه در مسیر درست حركت كنیم تا در نهایت به تباهی كشیده نشویم .رعد در ابتدای وادی چهارده میگوید :محبت صورت مسیله است وحل آن میشود عشق.

چرا بدون محبت ظروف تهی است؟هرگز نباید قانون صفات را از خاطر برد  آقای مهندس به ما شاه كلیدی دادند و آن اینكه هرگز ما نمیتوانیم صفات را انتخاب كنیم بلكه صفات هستند كه ما را انتخاب میكنند ،آنها از ماهیت خداوند هستند و فرمان دارند وما فقط بستر هستیم .اگر ما با آموزش ،تفكر وتجربه بستری را مهیا كنیم با شاه كلید تزكیه و پالایش زمین وجودی خود را تبدیل به گل وگلزار میكنیم و صفات نیك لاجرم مارا انتخاب میكنند وبالعكس.

سوالی كه همیشه برای من مطرح بود این بود كه در این وادی چرا شروع آن با اضداد است؟برای اینكه ما انسانها دو بعدی هستیم .بر اساس قوانین اضدادتا شری نباشد خیری نمایان ودرك نمیشود و از اضداد شروع میشود واین خود اوج محبت خداوندی است و باید بدانیم تقدیر هوشمند است وماهیت تكامل پیوسته در حال صعود میباشد .

بزرگترین عبادت خدمت به خلق است .اگر قرار است جز بندگانی باشی كه در مسیر خدمت به خلق باشذ باید در دل مردم وگرفتاریها و سختیها قرار بگیری .اگر قرار است به آن عشق وفهم برسی باید در مسیر تكامل در بین مردم باشی وشاه شاه كلید ،خدمت است .اگر كسی نتواند به طور عملی از عصاره جان ببخشد ظرف محبت او تهی است.

برای انسان این مطرح است كه از انتقال از یك نقطه به نقطه دیگر اگر با تفكر اندیشه باشد میتوانید به درجات وجایگاههای بالاتر برسید واگر قرار باشد تزكیه در درون اتفاق بیافتد ،خدمت در مسیر خدمت به مخلوق است.

هیچ خدمتی در عالم به اندازه احیا انسانی رتبه بالایی ندارد . اگر یك نفر را احیا كردی یعنی تمام بشریت را احیا كردی . در مسیر درست ودر عرصه عمل با نگاه هستی به انجام عمل سالم شرایط را فراهم كنیم تا در درونمان جایگاهی باشد برای محبت انسانی ومحبت خدایی .

استاد زهرایی در آخر جلسه به زیبایی تمام در جلسه پرسش وپاسخ  به سوالات عزیزان پاسخ دادند

در پایان جلسه به مرزبان محترم شعبه جناب آقای نیما خرم برای برگزاری مراسم رای گیری وانتخاب نگهبان جلسات وگذار گردید وآقایان ،پویان ومحمود به عنوان نگهبانان دو دوره بعد معرفی گردیدند

تهیه وارسال گزارش:همسفر فهیم نیا






نوع مطلب : خلاصه سخنان استاد جلسه، 
برچسب ها : کنگره 60.اعتیاد.ترک اعتیاد،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 شهریور 1394 :: نویسنده : همسفر لیدا (شهرک غرب)

                                           

 

هنوز انسان تعریف واقعی برای بعضی واژه ها چون نفس و روح ندارد و هنوز نمی داند که زندگی جبراست یا اختیار یا هر دوی اینها . هنوز بر سر این مسائل بین علما اختلاف هست.

بعضی انسانها همه زندگی را بخت و شانس برخی دیگر تمام تقصیر ها را گردن خدا می اندازند. برخی هم هیچکدام را قبول ندارند و فقط خودشان را قبول دارند.

سه عامل در زندگی انسان نقش دارند :خواست، تقدیر و فرمان الهی.

خواست انسان که مشخص است و همان نیاز و خواسته وی از امورات زندگی است. تقدیر نیز نوعی نامه پیشین است .تقدیر بر مبنای کارها وخمیر مایه ما تعیین می گردد. یعنی به نوعی نتیجه عملکرد ما در زندگی است. مثلا اگر از راه نادرست پول بدست آورده باشیم باید پاسخگوی نتیجه آن باشیم.

اگر گذشته انسان ازروز ازل بررسی شود در می­یابیم که تمام زندگی ما مثلا اینکه کجا و در چه خانواده­ای متولد شویم همه خواست خود ما بوده است و نتیجه اعمال خود ما است. هر گاه ما طبق قوانین الهی زندگی کنیم سیستم الهی کاملا هوشمند است و ما مستقیما نتیجه عملی که انجام می­دهیم دریافت خواهیم کرد.

تقدیر مانند تیری است که رها شده و ما نمی توانیم در آن دخیل باشیم اما می­توانیم با اختیار خود برای رسیدن به هدف خودمان تلاش کنیم آنگاه در فرمان الهی راه نیکوتری برای ما مهیا می­شود.یعنی در صورتی که در راه درست باشیم تقدیر نیکوتری برای ما رقم میخورد.

هر گاه رنجی برای  انسان پیش می­آید ظاهرا چیز بدی است ولی اگر دیدمان را عوض کنیم می­بینیم که در هیچ شرایط دیگری نمی­توانستیم نکته هایی که در آن رنج به آن رسیدیم کسب کنیم.

مثلا در کنگره مساله ما اعتیاد است با خود فکر می­کنیم که چرا ما باید گرفتار این بلا می­شدیم ولی اگر عمیقتر به این تقدیر نگاه کنیم درمی­­یابیم که در این بلا برای ما درسهایی است که وقتی در راه درست قدم برداریم و بیماری خود را درمان کنیم درمی­یابیم که به دانایی رسیده­ایم که از هیچ راه دیگری به این پیشرفت نمی ­رسیدیم.

تقدیر مانند تیری است که بر مبنای سیستم هوشمند هستی از کمان رها شده تا به هدف بخورد در این میان ما دارای اختیار هستیم و می­توانیم برای رسیدن به خواسته های خود تلاش کنیم و سختیها را پشت سر بگذاریم تا فرمانهای صادر شده را با عملکرد درست در مورد خودمان نیکوتر نماییم.

جسم آسیب پذیر است و نفس حرکت دهنده آن. فرشتگان مرگ نفس انسان را تحویل می­گیرند پس هنگامی که نفس از جسم جدا شود دیگر جسم قادر به هیچ کاری نیست. نفس ما باید استوار باشد، وگرنه در حوادث روزگار کم می­آورد و به قهقرا می­رود و به درجه معرفت لازم نمی­رسد. مرگ خود آغازی دیگر است که ما در هنگام مرگ به این واقعیت پی می­بریم و در آنجا در می­یابیم که چه پشت سر گذاشته ایم و در کوله پشتی خود چه فراهم کرده­ایم.

در بدو ورود به مرحله بعد زندگی، نامه اعمال انسان برای او آشکار می­شود. انسان یک مقامی دارد که خود نمی­داند مقامی حتی بالاتر از فرشتگان که راهنمایان ما کمک میکنند تا بهترین انتخاب را برای رسیدن به آن مرحله بکنیم .

برای درست انتخاب کردن راه زندگی باید در افکار خود تجدید نظر کنیم و نیکو فکر کنیم و نیکو عمل کنیم.

فرمان الهی مانند یک سیستم است که همواره در حال پردازش و عملکرد منظم است. در زندگی تمام کارهای ما بازتاب مستقیم دارد چون عملکرد ما در تقدیر و فرمان الهی تاثیر دارد پس مواظب رفتا و کردارمان باشیم چون همین اعمال برای ما توشه است و سرنوشت ما را تایین میکند. 

ارسالی از: همسفر الهام





نوع مطلب : خلاصه سی دی ها، 
برچسب ها : کنگره 60.اعتیاد.ترک اعتیاد،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic